تبليغاتX
MadiQueen
چه کسی می داند
هیچ از من نمانده
در هجوم تنهایی ها
در پس این پرده ها
در غبار این خاطره ها
چه کسی می داند
نقاش  دل من
بی رنگ
نقش تازه گی می زند
در حوضک بی ماه
در قاب بی جا
در ذهن خسته من
که ثمری جز خشم  ندارد برایم.
+ نوشته شده توسط Madi در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 23:58 |

زندگی چون آب روان
می رود در بستر مرگ
تو چه دانی که کدامین جویبار
خواهد خشکید به ناگاه
زندگی فرصتی ست
که به تو و من می دهند
تو چه دانی این من تو کیست
و تو من کیست
زندگی کاوش تنهایی هاست
دل به دریا زدن و
خون دل خوردن هاست
زندگی تابش نوریست
به هر آنچه که داشته ایی
زندگی فرصت توست
که به یاد آوری
آنچه که از آن توست
و برای توست
چشم هایت را باز کن
فرصت تو کوتاهست
۱۶/۰۴/۸۷
+ نوشته شده توسط Madi در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 10:28 |

شعری از پابلو نرودا ترجمه احمد شاملو تقدیم به همه کسانی که دوستشان دارم و لایق دوست داشتن اند.  

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت
بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك
كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی

اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت
نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به
درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت
شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر
نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام
زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .

امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن!!


+ نوشته شده توسط Madi در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 17:6 |


Powered By
BLOGFA.COM